|
امير متين صدر | ||
|
موضوعات
پیوندها
سايت دوست عزيزم كربلايي يونس مقصودي سايت خبري پرسيان نيوز وبلاگ محمد حسين حداديان حاج منصور ارضي داستان هاي هيجان انگيز وبلاگ شعر هاي عاشقانه لنگر دانلود دفتر عشق روز هاي جاودانه آسمان ابري گل رز مركز آشنايي بچه هاي ايراني دست نوشته هاي ملينا زرين آباد شب هاي رمضان قاصدك خاي سوخته (حاج سعيد حداديان) معلم محبوب محسن جورابلو مردان بي ادعا تبسم صبح فنا كده عشاق خوش و بش دوستانه وبلاگ شخصي(فائزه خانم) مطالب مذهبي عشق يعني يه شهيد سزبازان امام دل نوشته اشيانه عشق شهر خوبم انزلي سايت آرزوي پرواز زهير(خانم رمضاني) نظرسنجی آمار
|
شعر من
((بسم رب الشهدا)) ((شهيد گمنام)) غروب خورشيد دلم ميگيره علت اشكام نام شهيده نوشته روي قطره ي اشكام شرمنده ايم تا زنده ايم شهيدگمنام ((شهيدگمنام)) قسم به خون اون شهيد كه افتاده به ري خاك قسم به عشق اون عزيز كه پيدا شد به زير خاك قسم به خون اون جوون كه با عشق سيُدالشهدا رفت و بعد از اين همه سال نيومده باشهدا شرمنده ايم زنامتون شرمنده ايم زكارمون شرمنده ايم شرمنده ايم شرمنده ايم آي شهدا ((شهيد گمنام)) چشماي مادر خشك شده به جاده هاي بي كرون امون ازون لحظه اي كه ميايي بيرون تو بي نشون روياي هر شب باباست داري ميايي سوي خونه صبح كه از خواب پا ميشه دلش تورو داره بونه حالا همه جمعه شبا ميان كنار بچه ها يه گوشه درد و دل كنان كنار قبر شهدا شرمنه ايم شرمنده ايم شرمنده ايم آي شهدا
امير متين صدر
نوشته متين
سلام به دوستان عزيز من برگشتم دلم براتون تنگ شده بود اوووووووووففففففف خخخيييلللليييي شعر جديدم رو بخونين نذر يادتون نره ها شعر من
((بسم رب الشهدا)) من كبوتر حريمم جز حرم جايي ندارم اسير امام رضا ام با كسي كاري ندارم من كبوترم تو صحنت آقاجون گوشه نگاهي از همه عالم بريدم ندارم جز تو پناهي آقا جون غرق گناهم آبروي عشق رو بردم سر سفرتون نشستم نمك سفرتُ خوردم تويي تو ضامن آهو آقا جون منم گنه كار ضامن منم بشو تا پيش عاشقا نشم خار يا رضا قوربون نامت آرامش بخش وجوده فداي غربتت آقا اي عالم آقام غريبه خسته و تنها ميون بستري بي حال و بي جون رنجيده از سم كاري دل آقامون شده خون مقيم صحن تو هستم ببين آقا دل شكستم از عالم بريده ام دل ،دل به گنبد تو بستم وقتي كه دلم ميگيره براي كرببلا من مقيم صحن تو ميشم كربلاست حرم برا من آرزومه كه يه روزي بگي كه حاجت ميگيرم يه روزي ميون صحنت خاك ميشم برات ميميرم
امير متين صدر 23 رمضان
(نظر بدهید.) | بخش : مطالب زيباي من | نويسنده :
امير متين صدر | لینک ثابت |
شعر من
بسم رب الشهدا سلام به همه دوستاي عزيزم اميد وارم حالتون خوب باشه. اين مطلب با مطلب های ديگه ام خيلی فرق ميکنه اين يک شعره که برای مداحی و با زبان عاميانه سروده شده. شايد زمان غيبتم طولانی باشه اما سر ميزنم ولی دوست دارم نظرتون رو در مورد اين مطلب بدونم پس اگه دوست داشتين برای اين که نظر خودتون رو برام بزارين بی زحمت به شماره تلفنم يه پيامک بزنيد. مممممننننووووون ۰۹۱۹۷۲۸۵۳۹۵ امير متين صدر ادامه مطلب
ادامه مطلب شعر من ((بسم رب الشهدا))
((دردُ دل))
اگه من ديونه هستم،عاشق مي خونه هستم
اسير خداي عشقم من سگ امام حسينم مني كه با نام ارباب دل من ديونه ميشه
با ياد حريم شيش گوش دل من آواره ميشه اگه كربلا نيام من ميسوزه دلم آقاجون
خون جيگر ميشم ميميرم از داغ غمم آقا جون مُهر نوكريه ارباب خورده رو سينه ي ماها
نشونش همينه آقا سرخي سينه ي ماها خوش به حال اون كسي كه دل به عشق تو سپرده
فارغ از عشق هاي دنيا غم زينبت رو خورده اما من پر گناه چي زنجيرم كرده گناه هام
معني عشق نفهميدمُ دور شدم از آقام ولي باهمين روي سياهم،از غمت گريه كنم من
تا شايد آقا بيايي دم مرگ بالا سر من
آقا جون تو مهربونبي مارو كجا مي كشوني
قتلگه يا كف العباس يا مدينه دنبال ياس
شاعر :امير متين صدر 26/10/1389 8:20
دل نوشته
((بسم رب الشهدا)) -هشــــــــــدار- هشداری بزرگ برای منتظران حضرت بقیة الله العظم: حواسمان جمع باشد کسانی امام حسین را کشتند و به اهل بیت ایشان جسارت کردند که منتظر ایشان بودند. الا ای منتظران مهدی موعود مواظب باشین تا شما عضو آن کسانی نباشید که در جلوی امام زمانشان می ایستند و به او پشت می کنند. ((گـــــذشــــت بی خبـــــر عـــــــمر)) سریع و تند و چه بی خبر حرکت می کند و اصلا اجازه نمیده بفهمی که کی داره میره. آخی همین دیروز بود به دبستان رفتم ، انگار همین دیروز بود که جشن تولد 10 سالگیم بود. انگاری همین دیروز بود که وارد راهنمایی شدم و حالا هم که که شده 17 سالم. چی شد؟؟؟ کی گذشت؟؟ چه زود؟؟ همین دیروز بود که این وبلاگ رو زدم و اولین مطلب ها رو ارسال کردم. میبینی همین وبلاگ که حالا داره میشه 5 صفحه داره گزران زندگی و به پایان نزدیک شدن عمر رو نشون میده. فقط از این می ترسم که یه روزی به خودم بیام و بفهمم که منم جان به جان آفرین دادم و لی هنوز بار گناه هام سنگینه. تا این جا رو خوندی حالا یه نکته جالب، دیدی تا همین جا که خوندی چه قدر از عمرت گذشت و با این دم و باز دمت چه قدر به مرگ نزدیک شدی ها؟؟ برادر و خواهر عزیز من مواظب باش که یک وقت کاری نکنی که خدایی نکرده زمان مرگت با کوله باری پر از گانه حجرت کنی . و در آخر بگویم خدا یا تو را به جان بی بی حضرت زهرا قسم تا جام عمر ما تمام نشده چشم پر گناه ما را به جمال پر شکوه منجی عالم حضر بقیة الله العظم حضرت صاحب زمان(عج)روشن کن تا نا کام به لقای تو نیاییم. ((الهی آمین)) نویسنده: امیر متین صدر 11/10/1389 13:10
شعر من
((هم سفره نيزه))
به روي نيزه سري چون ستاره مي آمد
صداي قاري قرآن دوباره مي آمد
لبان خشكُ سپيدش نشاني اين است
كه قاري قرآن زعطش با لبان پاره مي آمد
به يك طرف مي آمد صداي سوره كهف
به يك طرف مي آمد صداي خندهُ كف
امان از اين جهلُ از اين غريبي اين گل
كه به دست حرامي پر پر شدُ رفت از كف
شاعر:امير متين صدر 1/10/1389 20:'35
دل نوشته
((بسم رب الحسین والصدیقین)) ((غزل هجرت))
غزل هجرت را باید خواند،هجرت نزدیک است هر لحظه با توست یک نگاهی بر عبور فصل جان کن،در کجایی فکر میکنی آیا وقت هجرت تو رسیده؟ باید دانست و جمع کرد حواس را هر نفس که فرود می آید و دوباره جان میگیرد و بر پیکر تو نشاط می بخشد ممکن است که این بار در این سقوط دیگر پر نگیرد و هجرت تو آغاز شود. در توشه عمر خود چه جمع کرده ایم نیکی یا پلیدی؟؟کدام بیشتر است؟؟تا به حال چه کردیم آیا قدر این مدت حیات را میدانیم؟؟ چه قدر بر خدا بده کاریم و چه قدر طول میکشد تا بتوانیم واجبات قضا شده را پاک کنیم؟؟ مرگ هر لحظه با ماست وبه ما نزدیک و نزدیک تر میشود ولی ما اصلا اهمیت نمی دهیم ولی ناگهان به خودمان می آییم و می بینبم: ناگهان به خودت می آیی و میبینی دیگر سبک شده ای و چون ÷ری در هوا معلق گشته ای اطرافیانت را میبینی که بر بالین تو زانو زده اند و با اندوه فراروان در حال گریه و زلری هستند. اول باور نمیکنی اما کم کم به خودت می آیی و میفهمی که واقعا تو هم هجرت کرده ای . پیکرت را به غصال خوانه میبرند و بدنت را غصل میت میدهند اما باید بدانی که: اگر انسانی خوب باشی آبی که روی بدنت میریزند گلابی بهشتی است که گناهانت را میشوید.ولی اگر انسانی آلوده به گناه باشی آبی که بر بدنت میریزند میشود مواد مذابی که تمام بدنت را می سوزاند و صدای ناله ات است که بلند میشود و هنوز به گور نرسیده ای عذاب شروع میشود. به روی دستان به سوی گور میروی تو را داخل گور میگزارند بالای کفنت را باز می کنند و صورتت را روی خاک میگزارند این یعنی تو از خاک آمده و به خاک باز میگردی. سنگ لحد را میگزارند و روی آن خاک می÷اشند و میروند.حالا تو دیگر تنهایی نه دیگر پدر و مادت مانده اند و نه دیگر همسر و فرزند و دوستی برایت مانده است فقط تو مانده ای و ظلمات قبر تلاش میمنی بلند شوی اما سرت به سنگ لحد میخورد و باز میوفتی. هر چه به سمت غروب میرود ترست بیشتر میشود ناگها حس میکنی قبر تنگ و تنگ تر میشود درست فکر کردی فشار قبر شروع شده و استخوان های نهیف تو را میشکند و شیری که از مادر خورده ای از تو خارج میشود و حالا بعد از این نوبت پاسخ و جواب است و ................... خداوندا کمکمان کن تا بتوانیم در راه رضای تو گام برداریم تا همه ی سختی های هجرت آسان گردد. فکر کنید.!!!!؟؟؟؟
نویسنده:امیر متین صدر 8/9/1389 20:55
محرم
دل نوشته ((بسم رب الحسين)) الا اي عاشقان آمد محرم
الا اي عاشقان آمد محرم بوي آمدنت را حس مي كنم باز دارد مي آيد ماه حزن و اندوه عاشقاي ابا عبد الله الحسين وباز دوباره دل عاشقان در تاب است. محرم ماهي ست كه در دل عاشقان غوغا برپا مي شود و چشمانشان پر از اشك براي غربت اربابشان ميشود.چه كسي مي داند وقتي ماه محرم مي آيد دل مولاي مان ابا صالح المهدي چه قدر مي گيرد؟ بوي اسفند هيئات ها بر مشامم ميرسد و صداي ذكر ارباب حسين است كه دارد بر دل من طنين انداز ميشود و گرد و غبار گناه را ميبرد. دوباره در خيابان ها پارچه هاي مشكي عزاي سالار شهيدان را ميبينم و بايد خودم را براي آمدنش مهيا كنم،بايد شال عزا و پيرهن مشكي اربابم را در بياورم و شعر هايم را براي هيئت آماده كنم و باز هم نوكري ارباب كه دل آدم را پر ز عشق مي كند. در محرم آب را بر ارشد خاندان امامت ميبندند و با كار ها شان دل عمه ي سادات ما را خون مي كنند. يا ذبيح الله الاعظم: اي ليلاي بي سر چه بگويم در وصف تو كه چنين مظلوم و تشنه كام به شهادت رسيدي و بعد از شهادتت پيكر بي جان تو را غارت كردند و در جلوي چشم اهل بيتت بر پيكر مقدس شما تازيدند. يا قديم الاحسان به حق الحسين اين ذكريست كه وقتي حضرت آدم گفت خدا از سر تقصيرش بگذشت و هنگامي كه داستان شهادت شما رو از لبان جبريل بشنيد چون ابري بهاري مي باريد. يا حسين نوكري تو افتخار ماست و مرگ در راه شما سعادتيست كه آرزوي ماست.
محرم داري ميايي و بدان دل عشاق الحسين در تاب و تب افتاده.به امام حسين بگو كه عاشقان دارند حسينه ي دلشان كه گرد و غبار گناه گرفته را گرد گيري ميكنند تا دوباره شايد شما بر سرشان منت نهي و قدمي بگذاري. بگو از تو ميخواهند آيي و در دلشان شوري ايجاد كني كه از عشق تو ديگر به سمت گناه نروند.
ما به رسم عشاق بر سر در دل اينگونه نوشتيم گر عاشق بي باك خداييم حيري سرشتيم تا نام حسين آيد اين دل به تاب است هر شب به سر عشق ما زائر بين الحرمينبم
نويسنده و شاعر: امير متين صدر 2/9/1389 13:36
سایر صفحات وبلاگ |
منو کاربری ![]() امير متين صدر 17 ساله :جانم فداي رهبر عزيزم آرشیو صفحات وبلاگ
نویسندگان
گفتمان |
| کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز می باشد | ||